متفاوت

خرید بک لینک
این اواخر شرایط متفاوتی دارم. خیلی وقته که کفتارم با هیجان همراهه ولی اینکه اینقدر طولانی با هیجان های مختلف آمیخته به هم صحبت کنم تا حالا برام اتفاق نیفتاده. هیجان هایی که دونه دونه روی گفتارم نمود پیدا میکنن. شادی ای که قدرت را به اوج میبره و هیجان و مرز تحریک که تنش زاست.

غمی که ایجاد لرزش های خفیف در صدا میکنه و عصبانیت و خشم که بیشترین انقباض را باهاش تجربه میکنم. در کنترل گفتار در هیجان های مثبت موفقیت خوبی دارم.

در هیجان منفی ای مثل غم ترجیحم سکوت بیشتره چون صحبت معمولا آزارم میده، کلافه ترم میکنه و شرایط را بدتر میکنه. تجربه ی صحبت در غم معمولا تجربه ی خوشایندی برام نبوده... لکنت های غم خشمی همراهشون ندارن و فقط غم را بیشتر میکنن...

در خشم حس خاصی هست. گاهی آگاهانه، تمایل ندارم کنترل کنم و دچار لکنت های شدید میشم. انگار لکنت خشم را کنترل میکنه و دمپ میشه... گاهی هم خشمی از جنس دیگه ایجاد میکنه و حتی مواقعی جای خشم را با غم آمیخته به شکایت و عصبانیت از خود تغییر میده... و چه احساس بدیه اگر خشم اولیه دمپ نشه... بعد از این فرایند که آگاهی برمیگرده اولین چیزی که حس میکنم نفس های تندیه که نمیتونم بشمارم و تنشی که خاموش میشه و احساس خستگی مفرط. امان از اینکه این خستگی با غم همراه بشه و من غار تنهایی خودم را به همه چیز ترجیح میدم...

من میمانم و حرف های خودمانی...


گفتگوی تنهایی...

ما را در سایت گفتگوی تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 4:37

صفحه بندی