
امروز با یکی از اقوام نزدیک صحبت میکردم. در فامیل، ما دو نفر لکنت داریم. تفاوت شخصیتی زیادی داریم و او به شدت برونگرا و ابرازگرست، و همین هم در گفتار تا حدی به او کمک کرده. امروز گفتار ما دو نفر چقدر متفاوت بود. من از لحظه های لکنت چه راحت عبور میکردم و چه حساب شده شیوه ها و مهارت های مختلف را میآزمودم. مثل یک بازی دوست داشتنی، جذاب و پر هیجان. حتی گاهی برای راحتی او لکنت کاذب میکردم و گاهی فشار کاذب ایجاد میکردم. (این تجربه ی جدیدی بود برای آگاهانه تر کردن لحظات پر فشار) ولی او فقط نا آگاهی ها و گاه ناخودآگاه های خود را پشت هم تکرار میکرد. بدون هیچ تغییر ...
ادامه مطلب